سلام
با تشکر رهام.
_________________________-
با تشکر رهام.
همسر آينده ام.....!
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام![]()
![]()
![]()

مي تواني خوشحال باشي، چون من دختر کم توقعي هستم.
اگر مي گويم بايد تحصيلکرده باشي، فقط به خاطر اين است که بتواني خيال کني بيشتر از من مي فهمي!
اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي، فقط به خاطر اين است که همه با ديدن ما بگويند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هي بالاتر برود!
اگر مي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات کامل داشته باشي، فقط به اين خاطر است که وقتي هر سال به مسافرت دور ايران مي رويم توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم!
اگر از تو خانه مي خواهم، به خاطر اين است که خود را در خانه اي به تو بسپارم که تا آخر عمر در و ديوارآن، خاطره اش را برايم حفظ کنند و هرگوشه اش يادآور تو و آن شب باشد!.gif)
اگر عروسي آن چناني مي خواهم، فقط به خاطر اين است که فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اي!![]()
اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي کنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است که از عشق بازي کنار دريا خوشم مي آيد... جلوي چشم همه هم که نميشود!![]()
اگر مي گويم هرسال برويم يک کشور را ببينيم، فقط به خاطر اين است که سالها دلم مي خواست جواب اين سوال را بدانم که آيا واقعا "به هرکجا که روي آسمان همين رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکني تا جواب سوالاتم را پيدا کنم، پس چه کسي کمکم کند؟!
اگر از تو توقع ديگري ندارم، به خاطر اين است که به تو ثابت کنم چقدر برايم عزيزي!![]()
و بالاخره...
اگر جهيزيه چنداني با خودم نمي آورم، فقط به خاطر اين است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهيزيه سنگين هم دوست داري و عشقمان فارغ از رنگ و رياي ماديات است

دانشجوي تهران شمال :![]()
نکته : وقتي مي خونيد اين قسمتو سعي کنيد لباتون تا حد امکان غنچه باشه:
بي ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادي ديوونه . منو ترسوندي بي شعور تلفظ : بي ششووور ) اميدوارم ولنتاين کچل شي . بد بد بد)
دانشجوي تهران جنوب :
(.... .... .... ..... ... .. ... ..کلا سانسور شد (![]()
دانشجوي دانشگاه تهران :![]()
وطن فروش مزدور , ليبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدي رو نداري با اون کانديد از خودت نفهم تر , فاشيست تند رو
(توجه داشته باشيد که موضوع دعوا سياسي بوده)
دانشجوي پزشکي :![]()
در ديکشنري اين بروبچ کلمه ي فحش تعريف نشدست
دانشجوي هنر :![]()
من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بي ادب بي فرهنگ تقديم مي کنم اميدوارت گيتارت بشکنه و تا اخر عمر يکه و تنها و بي عشق و ژوليت بموني .
وفتي هم کار بالا مي گيره کاريکاتور همديگه رو مي کشن .
دانشجوي الهيات :![]()
يا ايهو الذي فحشو فحشً فاحشتن اي هستيت به عدم مبدل , اي دچار دور تسلسل شده , اي علتت به ممکن الوجود گرويده , فلسفه ي تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ي بحث نمي دم .... *
*: اين آخري که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبيرستان و رشته ي علوم انساني که مي خوند و واسه خودش يلي بود
دانشجوي تربيت بدني:![]()
به من گفتي ... , ... خودتي و جد و آبادت
به همين کوتاهي البته بعدش يه 2 ساعتي بزن بزن مي شه
دانشجوي زبان خارجي :![]()
هنوز دعوا نشده , شروع مي کنن خارجکي بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ي حرفاشونو مي دونستند خودشون رو زبونشون فلفل مي ريختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس مي کردن
دانشجوي حقوق :![]()
تو با اين کارت به حقوق شهروندي من تجاوز کردي و من طبق اصل 153 قانون اساسي حق دارم ازت شکايت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما مي تونيد هيچي نگيد اما هر چي بگيد بر عليه شما تو دادگاه استفاده مي شه .
راستي اگه وکيل تسخيري خواستي به خودم بگو
دانشکده ي کاشون :![]()
کسي با تو زر نزد . کثافت مرض . از جلو چشام خفه شو
( من قصد توهين يه هيشکي رو ندارم )
دانشجوي دختر![]()
دراکثرموارددختره وقتي باپسره دعواش ميشه:
دختر:تو هميشه به من دروغ گفتي , تو هيچ وقت منو دوست نداشتي , من بازيچه ي دستاي کثيفت بودم , حالا جواب خونوادمو چي بدم ؟ برو گمشو ديگه نمي خوام ببينمت . هق هق هق ...
خودتون قضاوت کنيد اينم شد فحش؟!!! از بس که ماهن اين دخترافحش بلدنيستن که قربونشون برم...
سلاممممممممممممممممممممممممممممممم به همه دوستای گل ![]()
اول از همه ورودتون رو به این وب خوش آمد میگم
من نازنین هستم قبلا وب داشتم و قصد دارم با دوست خوبم رهام
این وب رو اداره کنیم خب این اولین آپ من تو این وبلاگه امیدوارم لذت ببرین ![]()
خب امروز میخوام براتون بگم که پسرای ایرونی چه کارایی رو نمیتونن انجام ندن ![]()
ـ با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!![]()
ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!![]()
ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن!!!!!!!![]()
ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشن و طاقت بیارن سنشون دو رقمی شه!!!!!![]()
ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیافتن!!!!![]()
ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و شر و ور نگن!!!!![]()
ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن!!!!!![]()
ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن!!![]()
ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق نباشن و به هر N تاشون قول ازدواج ندن!!!!!!!![]()
![]()
ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن!!!!!!![]()
و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود رو تو کامنتای وبلااگ اثبات نکنن!!!!!!!![]()
![]()





ويژگي هاي کلي:اين دختران از آن دسته دختراني هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه اي به اسم پسر غريبه هستند و تنها وسيله
نقليه اي که سوارشده اند اتوبوس مي باشد.از نظر شکل ظاهري بيشتر شبيه مردان غيرتمند و با خدا هستند!!!
خصوصيات دانشجويان دختر:
ترم 1- اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها ERRORميدهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نميگيرند.و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميکنم که در دختران ترم يکي (صفري) به دنبال GF نباشيد چون اولاً پا نمدهند و ثانياً اگر حتي يکي از اين دختران براي دوستي پا بدهد(يکي در هر 10 ميليون سال)همه به شما به چشم يک همجنس باز نگاه خواهند کرد!} فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبن ديگه!!!) درفاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!
ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند!متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقداربسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باشد.سر کلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند.کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود.نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه ميگيرند.
اگر به آنها سلام کنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)
ترم 3 - به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند.به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده WC قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيداميکنند . همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا 4 جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند.مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام شما ميگويند سلام!
ترم 4 – با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازکميشودوسيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي ""پر پسر"" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: 1- دختره ترم 4 درس ميخونه.2-شما خوشتيپيد!.3 – يالامخشو بزن ديگه چلمن!)شروع ميکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدنهاي مامان بابا.(خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن!(آره جون خودت .بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟
ترم 5 –يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سرکلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه
فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايشآرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BFشان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند!در جواب سلام شما (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:اوا سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه جاي ديگست....خاک بر سرت!)
ترم 6 – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!!
ترم 7 –به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند!
ترم 8 – دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونارو.......!)جاي جايدانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم
پا مي دهند.عضو مارشال – مدرن ميشوند و عکس امير حجواني را ميبينند.(متوجه ميشوند خداوند چه علاقه بسيار زيادي به خلق گلابي دارد!! احتمالاًامير جون همون گلابي هستش که از پشت کاميون افتاده ..........!!!) به امير حجواني پيشنهاد دوستي ميدهند و از چاله به چاه مي افتند!!!!
بعد از دانشگاه: ازدواج ميکنند و رخت بچه ميشورند